سودکلا

نویسنده: حسین طیبی - ۱۳٩۳/۳/٢٦

روستای سودکلا به دلیل داشتن اراضی زرعی فراوان ،از  پتانسیل کشاورزی بالایی برخوردار بوده است و شاید وجه تسمیه روستا از همین دلیل بوده باشد.بعد از گذشت از عصر ازال  و گاو و اسب در امور شخم و کاشت،و خرمنکوبی نوبت به دوره ترکتور و تیلر رسید هر چند رفتن ازال راحتی زیادی به همراه آورد ولی اراضی زیادی از حالت زرعی به ایش دائمی تبدیل گردید .برای کار کشاورزی بعد از امدن تراکتور درفصل پاییز عملیات شخم زمین آغاز می شده و به دنبال آن گندم یا جو کاشته می شد.یکی از کار های زمان فوق (کاشت) تقویت و احیای فنس های اطراف زمین بوده تا از گزند حیوانات اهلی و وحشی مصون بمانند.محدوده های اطراف زمین معمولا با سیم خاردار و پکا (شاخه های حدود 2 متری درخت) حفظ می شد ولی گاهی از ترکیب پکا و گله ها(درختچه های خودرو) حفاظی به نام پرچیم(parchim) ساخته می شده که معمولا تا یک سال دوام داشتند.

بعد از گذشت زمستان هایی با برف سنگین در بنافت و امدن فصل بهار مراقبت از کاشته بیشتر حس می شد و آن هم به دلیل خوک های جنگل های اطراف بوده .کارهای یک کشاورز در فصل بهار احیای فنس و پرچیم های اطراف زمین در اثر خراب کاری خوک ،گاو(دزد گو به قول خودمون) گوسفند هست.

در فصل بهار یکی از کارهای خاطره انگیز مراقبت از زمین در شب هستش که به (شوپ shope ) معروفه که با ایجاد سروصدا و ابزار الاتی چون کلسنگ(kel sang) خوک ها رو فراری میدهند (خی رم می دن به قول خودمون) .البته میرشکار هم ممکنه استخدام بشه و یا خود صاحب زمین هم با تفنگ در کمینش بشینه منتها در این حالت باید بی سروصدا باشه.یکی از کارهایی که برای فرار خوک ها در گذشته انجام می شده البته کسانی که امکان رفتن به شوپه رفتنو  نداشتند،این بود که چراغ هایی با سوخت نفت با یک مخزن کوچک و با فتیله  ای از پارچه های کهنه ساخته میشده که تا صبح روشن می مونده و البته  بعضی ها اعتقاد داشتند که: "با این چراغ خی گندمه وینده بهتر خننه ". بعضی ها در زمین های نزدیک ،صبح(صباحی ) در صورت روشن موندن اونو خاموش میکرند.اجزای این چراغ شامل:

 فتیله که از پارچه نخی یا پنبه ای بوده ،و معمولا از پارچه های کهنه  به صورت مارپیچ ساخته می شده.

نگهدارنده فتیله که از جنس ورق فلزی (رغون حلب به قول خودمون) به شکل لوله، بود.

مخزن نفت که معمولا از جنس اسپری حشره کش(معروف به افکن جا)،شیشه شیر(قبلا بوده) و یا در صورت نبود اینا از قوطی ربع گوجه استفاده می شده.

در کنار اقلام بالا ورقی مسطحی برای جلوگیری از سرایت شعله به مخزن هم روی مخزن تعبیه می گردید.

این چراغ های دستی موقع غروب روشن می شده منتها در اثر بارندگی یا باد ممکن بود خاموش بشه و البته ممکن بود مخزن در اثر گرمای شعله بترکه که اتفاقش نادر بوده.

با مراقبت شبانه روزی از کشت کم کم وقت درو می رسید ( فعل محلی تاچیدن هم در کنار درو به معنی دروکردن استفاده می شده).از نکات این زمان فرهنگ کایری (kayeri) بوده به این صورت بوده که افرادی که فراغت داشتند برای کمک به درو به صورت مزدی یا قرضی می رفتند والبته هر یک در زمینه ای دارای تخصص بوند،بعضی ها در درو،بعضی دیگر در دسته کردن خوشه ها(کسو دوستن) ودر محل معمولا معروف بودند.کار های درو معمولا از صبح تا غروب و در گرمای افتاب و البته با زحمت  فراوان(کمر درد برای تاشنده ها) انجام می گرفت.

یکی از کار های بچه های کوچک آوردن اب خنک از یک چشمه نزدیک برای دروگران بوده که برای دم کردن چای هم استفاده می شده .بعد از درو و جمع کردن کسو ها در یک جا برای محافظت آنها در مقابل حیوانات اهلی و وحشی به صورت گنبد مانند درست می کردند که کوپا نام داشت.و این کوپا اونقدر می موند تا خرمن کوب می اومد.

بعد از خرمنکوبی(کر زنی) و بستن کاه با بیلر  احیانا  تقسیم محصول بین زارع و صاحب زمین ( ارباب و زارع) در  همون محل انجام می گرفت و محصول در نهایت  انتقال می یافت به پشت بام.




نویسنده: حسین طیبی - ۱۳٩۳/۳/۱۱

با سلام

همانطور که مستحضرید الان چند وقتیست در راستای طرح هادی روستای سودکلا ،عملیات تعریض کوچه ها و زیر سازی و جدول گذاری در حال انجام است .در حال حاضر در سه کوچه اصلی روستا این عملیات همزمان انجام می گیرد.یکی از زحمت کشان این راه اقای حبیب سلطانی است که از همراهان همیشگی این طرح بوده است و مصداق مصرع "به عمل کار براید به سخندانی نیست" بوده که عکس های زیر شاهدی بر این مدعاست.

 

 

 شرح عکس بالا:کامیون در حال وارد شدن به کوچه و  برخورد اتاقش به شیروونی (کالوم آب چگ) و گیر افتادنش و انتظار راننده  جهت خارج کردنش به سمت بیرون کوچه و احتمالا ورودش از مسیری که  اون برخورده اتفاق نیوفته .

 

 شرح عکس:لودر در حال کمک به کامیونی که گیر افتاده بود.

 

 

شرح عکس:بدون شرح.

 

 

 

با ارزوی موفقیت برای همه زحمت کشان سودکلا.

 

 

 

 




نویسنده: حسین طیبی - ۱۳٩۳/۳/٩

با سلام

یکی  از  فعالیت های مرسوم در روستا ها ، دامداریست که معمولا در همه روستا ها با شدت و ضعف  جریان دارد. امروزه جایگاه شغل بودن آن  به صورت سنتی کمرنگ شده ولی به عنوان رفع نیاز لبنی و گوشتی خانواده و احیانا اطرافیان نزدیک ، در حد ، اقل  مردم روستا تعدادی دام نگهداری می کنند که عموما گاو و در مرتبه بعدی گوسفند می باشد.روستای ما نیز  از چنین قاعده ای مستثنی نیست و همه کسایی که سکونت دائم دارند به چنین فعالیت هایی سرگرم هستند.البته درگذشته تعداد دام موجود در سودکلا زیاد بوده و حتی افرادی با شغل دامداری(گالش به اصطلاح خودمون)در مراتع اطراف روستا بودند که در محدوده های درزه(derze) و لیچال(lichal) و امن سرچشمه(emen sarcheshme) دارای منازل[اصطلاح خاص برای کومه های چوبی برای گاوداران که برای چوپانان به منگل (درست بخونید mangel)موسوم است] چوبی بودند.

دلیل رواج دامداری از گذشته تا به کنون  چراغ سبز طبیعت و اقلیم به مردم بوده،چرا که علوفه ارزان و در دسترس(مرتع و جنگل)، باعث تشویق دامداران سنتی کار به ادامه کار می شود ولی مشکلاتی از جمله نبود بارش   در دراز مدت(خشگام) و سوختن علوفه هاباعث ضرر به انها می شود که علیه رغم این ضرر ها ،کارشان هر ساله ادامه داشته است.همین رواج دامداری از گذشته سبب ایجاد فرهنگ لغتی شده که اکثر افراد روستا ازش استفاده می کنند.کسانی که فعالیت دامداری مشغول هستن برای هدایت(هش دام خود)   دام خود از اصطلاحاتی استفاده می کنند ک بعضی از این اصطلاحات کاربرد فراوان و بعضی دیگر در انحصار اقلیتی خاص است که به مواردی در زیر اشاره شده است:

سل:گاوی که قسمت پشتش سفید باشد.

سارو:گاوی که  همه سرش سفید باشد

زرناز:گاو زرد(زرگله یا زردون هم میگن)

رش:(به فتح را )گاو به رنگ میش باشد.

کچل(kach chel):قسمتی از سر گاو کمی سفید و دمش هم سفید باشه.

 

شوا:به گوسفندی که سرش سفید باشد.

جلار:کش(پهلو) گوسفند سفید باشه.

ونوش:به اصطلاح شه چم باشه(راستش منم نمی دونم شه چیه که چمش چجوریه ولی من وقتی میپرسم تو جواب باز شه تکرار میشه ).

کر اسپه(به وقف اندک بعد از حرف را):همون گوسفند  سفید را گویند. 




نویسنده: حسین طیبی - ۱۳٩۳/۳/۱

امروز به طور اتفاقی  دیدم که عکس ماهواره ای سودکلا آپدیت شده برای همین گفتم

دوتا عکس یکی مربوط به  10 اردیبهشت 93 و دیگری مربوط به 28 شهریور 85 هست را برای شما بذارم امیدوارم مورد توجه قرار بگیره.

 

 

 

 

 

یکی از بارزترین تفاوت های دوعکس رو می تونید بگید؟