در اکثر اقدامات  در حوزه اجتماعی (مقابل شخصی منظورمه) معمولا افراد شاکی و معترض پیدا میشن که با دلایلی کارشکنی میکنند .در این حوزه هر گونه رفتار،گفتار و اقدامات افراد مجری باعث القای مفهمومی به افراد  معترض اینده  می شود که  در صورت محکمه پسند بودنش در لوحی ثبت می شود که فراموشی به آن راه ندارد.با ادامه این جبهه گیری ،در نهایت کارشکنی ها اغاز می شود.

در طرح خودمون هم در هر راسته یه چند تایی معترض بودن که تا اونجا که فهمیدم میشه ریشه اعتراضاتو در چند دسته تقسیم کرد:

1-اونایی که زمین کوچکی داشتند  و با عقب نشینی چیزی براشون باقی نمی مونه .

2-اونایی  که  قبول مشروط دارن به طرح.

3-اونایی که در راستای کوچه زمینشونه، وعقب نشینی هر متر این شخص  از دست دادن مساحت قابل توجهی رو رقم می زنه و شروع به مقاومت می کنند.

4-افرادی که تنها خانه شان در مسیر طرح بوده و امید به کمک ندارند و مقاومت می کنند.

5-عده ای در مورد عوامل اجرایی به دوگانگی می رسن و  به نوعی پارتی و تبعیضو  در کار هاشون می بینن و جوابی منطقی دریافت نمی کنند و شروع به اعتراض می کنن،مثلا تبعیض در کمک جهت بازسازی بنا،.

6-عده ای که با این وضع(کوچه های خاکی و کم عرض) بزرگ شدند و به قول خودشان مشکلی ندارند ،این گونه از  انسان  ها در اجتماع زندگی فردی داشته  هر چند با ته کوچه ای خوبند ولی برای رفاه حالشون حاضر به هیچ حرکت انسان دوستانه نیستن.