سودکلا

دامداری و اصطلاحات رایج آن
نویسنده : حسین طیبی - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٩
 

با سلام

یکی  از  فعالیت های مرسوم در روستا ها ، دامداریست که معمولا در همه روستا ها با شدت و ضعف  جریان دارد. امروزه جایگاه شغل بودن آن  به صورت سنتی کمرنگ شده ولی به عنوان رفع نیاز لبنی و گوشتی خانواده و احیانا اطرافیان نزدیک ، در حد ، اقل  مردم روستا تعدادی دام نگهداری می کنند که عموما گاو و در مرتبه بعدی گوسفند می باشد.روستای ما نیز  از چنین قاعده ای مستثنی نیست و همه کسایی که سکونت دائم دارند به چنین فعالیت هایی سرگرم هستند.البته درگذشته تعداد دام موجود در سودکلا زیاد بوده و حتی افرادی با شغل دامداری(گالش به اصطلاح خودمون)در مراتع اطراف روستا بودند که در محدوده های درزه(derze) و لیچال(lichal) و امن سرچشمه(emen sarcheshme) دارای منازل[اصطلاح خاص برای کومه های چوبی برای گاوداران که برای چوپانان به منگل (درست بخونید mangel)موسوم است] چوبی بودند.

دلیل رواج دامداری از گذشته تا به کنون  چراغ سبز طبیعت و اقلیم به مردم بوده،چرا که علوفه ارزان و در دسترس(مرتع و جنگل)، باعث تشویق دامداران سنتی کار به ادامه کار می شود ولی مشکلاتی از جمله نبود بارش   در دراز مدت(خشگام) و سوختن علوفه هاباعث ضرر به انها می شود که علیه رغم این ضرر ها ،کارشان هر ساله ادامه داشته است.همین رواج دامداری از گذشته سبب ایجاد فرهنگ لغتی شده که اکثر افراد روستا ازش استفاده می کنند.کسانی که فعالیت دامداری مشغول هستن برای هدایت(هش دام خود)   دام خود از اصطلاحاتی استفاده می کنند ک بعضی از این اصطلاحات کاربرد فراوان و بعضی دیگر در انحصار اقلیتی خاص است که به مواردی در زیر اشاره شده است:

سل:گاوی که قسمت پشتش سفید باشد.

سارو:گاوی که  همه سرش سفید باشد

زرناز:گاو زرد(زرگله یا زردون هم میگن)

رش:(به فتح را )گاو به رنگ میش باشد.

کچل(kach chel):قسمتی از سر گاو کمی سفید و دمش هم سفید باشه.

 

شوا:به گوسفندی که سرش سفید باشد.

جلار:کش(پهلو) گوسفند سفید باشه.

ونوش:به اصطلاح شه چم باشه(راستش منم نمی دونم شه چیه که چمش چجوریه ولی من وقتی میپرسم تو جواب باز شه تکرار میشه ).

کر اسپه(به وقف اندک بعد از حرف را):همون گوسفند  سفید را گویند.