سودکلا

آسیاب آبی
نویسنده : حسین طیبی - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٤
 

با توجه به کشاورزی گسترده در روستا های بنافت خصوصا روستای سودکلا،  بر حسب نیاز خانواده یا براوردن نیاز خانواده های دیگر، مشاغل جدیدی  ایجاد شد که تا حدی حیاتی بودند .یکی ازاین مشاغل  گرداندن آسیاب های آبی (اسسو و اودنگ   ass soo va oodag) بود که در راستای رودخانه (تلار) پراکنده بودند. یکی از قدیمی ترین این اسسو ها  به  آقا اسسو معروف بود که موقعیت تقریبی آن در تصویر ماهواره ای زیر نشان داده شد(پایین قلعه سر)و مشهدی آقا موسی(مش اق موسی) و بردرانش ان را می گرداند .ساز و کار این اسسو ها به این شکل بوده که از قسمت بالادست رودخانه(سر بن) نهری از رودخانه جدا می کردند و با شیب خیلی کم دقیقا به قسمت بالاسری ساختمان اسسو هدایت میکرند(به نحوی هدایت می شد که حداقل افت شیب را داشته باشدو در ضمن در بالای اسسو اختلاف ارتفاع حدود 4 تا 5 متر پیدا کند و از همین جا نقطه جدا کردن نهر از رودخانه مشخص می شد).بعد از هدایت نهر به بالای اسسو ،کل اب با شیب تند و از داخل مسیر چوبی(معروف به نو noo  ،سازه چوبی به عرض نیم متر و به شکل کانال انتقال اب) به پره استو هدایت می شد و باعث چرخاندنش می شد.

خود اسسو از دو سنگ ثابت (زیری) و چرخان(بالایی) تشکیل شده بود و کندم از محل محور سنگ قرص مانند بالایی وارد و حین چرخش از یه  سمت خارج می شد .سنگ های اسسو مخصوص و از حوالی قارن سرای فریم با گاو به محل آورده می شد و معمولا آقای کربلایی علی خوشرودباری (کبل علی خش رواری kebl ali khesh roari) تراشیده و نصب می شد در ضمن در داخل صفحه سنگی با تیغه های خاصی کنده کاری می شد(به قول خودمون یاج می شد) تا خوب پوست گندمو بکند.

هر اسسویی یک مسئول داشت که بار رو تحویل می گرفت و از برادران مشهدی اقا موسی ولیک بنی بوده و خود صاحب بار کار کوبیدنو انجام میداد و مسئول اسسو هم حساب می کرد کار مشتری کی تموم میشه و تا تحویل بار بعدی خودشو می رسوند. و گاهی افراد ندانسته بار می آوردند و مسئول ازشون تحویل و در نوبت قرار می داد و صاحب بار بر میگشت، افراد قبل تر با امدن به محل به افراد بعدی خبر می دادند که نوبتشان هست و یا خودشون با دیدن بار های جلوتر از خودشون حساب می کردن و خودشون رو می رسوندند.

ساختمان اسسو کنار رودخانه بوده با شیروانی چوبی بوده که بعدا با حلب جایگزین شد.

افرادی که شب داخل اسسو بودند برای شام از همان ارد و اتشی(تش کله  tash kele) که برپا بود نوعی نان به نام اسسو کلوا(as so kelva)درست می کردند به این صورت که با کنار زدن اتش و زغال(انگشت  angesht) داخل و تمیز کردن کف و انداختن  خمیر و بعد با خاکستر (کلینگ)  می پوشاندند.

کف اسسو پوششی نداشته  و داخل اسسو هم گردو خاک و دود بوده که نشان از رنجی است که در گذشته اهالی متحمل می شدند.

مسئول اسسو با قرار دادن کل بار در محل مخصوص بار که به شکل هرم بوده و نشان دار کردنش بر حسب حجم بار  دست مزدشو تعیین می کرد و معمولا هر 5 پیمانه (کیله)  یک پیمانه بر می داشت.

آب بعد از گرنداندن اسسو به داخل رودخانه بر می گشت و یا در صورت داشتن ارتفاع کافی برای اسسوی بعدی هدایت می شد.

بالا ترین اسسو که تقریبا زیر قلعه سر قرار داشت و نهر انحرافی آن از جایی شروع می شد که اول زراعت ولیک بنی ها بود که  در عکس پایین مشخص است و کمی پایین تر اقا اسسو و پایین تر اودنگ بود.

البته اسسو ها با قطع آب ورودی به محل پره ها از حرکت می ایستادند تا ارد با با تمام و کمال جمع کنند.

در قسمت پایین پل هم اسسوی سید کریم قرار داشت که نهر ان از قسمت بالای پل جدا و از زیر جاده و کانال جدا عبور و با پیوستن با آب رودخانه به محل اسسو با همان کیفیت اسسو های قبلی شوت  می شد.در ضمن این اسسو ها چون نهرش از زمین افرادی می گذشت شریک سودکلائی پیدا کرد در حالی که اسسو های دیگر تماما تحت تملک ولیک بنی ها بود.

 

اسسوی سید کریم نسبت به بقیه جدیدتر و تا سال 59 فعال بود که با آمدن شالیکوبی برقی منقرض شد.

در حال حاضر از این اسسو ها فقط نهر هاشان باقیست و یک داستان ................

 در زیر شماتیکی از کل اسسو هایی که در اطراف سودکلا بوده آمده است.

نکته:تمام تصاویر جهت فیت شدن در کادر بلاگ در اندازه کوچک نشان داده شدند و برای مشاهده تصاویر در ابعاد واقعی با کلیک راست روی تصویر و انتخاب گزینه نمایش تصویر ،آن را در اندازه بزرگتری ببینید.

 

 

 

با تشکر از آقای فضل الله طیبی بابت همکاری